تبليغاتX
سلسله جنبان خداست.
 
ماجراي يک ازدواج جالب در زمان رسول الله (ص)


در کتاب «اسرار معراج» اين حديث بسيار مهم و جالب و حيرت‏آور را مى‏خوانيم: در زمان رسول گرامى اسلام (ص) در شهر مدينه، شخصى بود بسيار ظاهر الصلاح، به طورى که کسى در حق او در هيچ موردى، گمان سوء و ظن خلاف نداشت.

شايد بسيارى از مردم در برخورد با او از وى طلب دعا مى‏کردند، ولى او بدون توجه به ظاهر آراسته خويش، در بعضى از شب‏ها به خانه مردم مدينه، دستبرد مى‏زد!

شبى براى دزدى از ديوار خانه‏اى بالا رفت، اثاث زيادى در آن خانه بود و در ميان خانه به غير از يک زن جوان تنها کسى نبود، عجيب خوشحال شد که امشب علاوه بر به چنگ آوردن مال فراوان، در رختخواب عيش و عشرت هم شرکت خواهم کرد.

همان طور که در دل تاريکى بر سر ديوار، منظره فريبنده اثاث خانه و چهره دلرباى زن را مى‏نگريست، به فکر فرو رفت: دزدى تا کى، ننگ تا چه مدت، براى چه بايد زحمات انبيا و اوليا را از ياد برد، عاقبت اين همه گناه و فساد چه خواهد شد، مگر براى من مرگ و برزخ و قيامت و محاکمات الهيه نيست، در پيشگاه حق و در دادگاه عدل، جواب اين همه ظلم و جنايت را چگونه بايد داد؟!

آرى، با ادامه اين اعمال به روزى خواهم رسيد که براى من راه گريز و فرار از چنگال عدالت نخواهد بود، آن روز پس از اتمام حجت حق، مبتلا به غضب خداوندى مى‏شوم و از پس آن به زندان آتش خواهم افتاد و در آن صورت انتقام آلودگى‏هايم را پس خواهم داد!
 
پس از اندکى تأمل و فکر، از دزدى و تجاوز به آن زن، سخت پشيمان شد و با دست تهى به خانه بازگشت. به وقت صبح خود را به لباس آراستگان و صلحا آراست و به مسجد به محضر مقدس رسول اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آمد و در حضور آن جناب نشست!

ناگهان ديد، زن صاحب خانه‏اى که شب گذشته براى دزدى اثاث آن، در نظر گرفته بود به محضر رسول اکرم (ص) آمد، عرضه داشت: اى رسول خدا! زن بى‏شوهرى هستم همراه با ثروتى زياد، پس از چند ازدواج ديگر قصد شوهر کردن نداشتم، اما ديشب به نظرم رسيد که دزدى به خانه‏ام راه پيدا کرده، گر چه چيزى نبرده، ولى مرا وحشت زده کرده، از اين پس مى‏ترسم در تنهايى ادامه زندگى دهم، اگر صلاح مى‏دانيد براى من همسرى انتخاب کنيد.

حضرت اشاره به آن مرد ـ يعنى به دزد شب گذشته ـ کردند و فرمودند: اگر ميل دارى، تو را به آن شخص تزويج کنم، زن به چهره مرد خيره شد، او را پسنديد و نسبت به او اظهار ميل و رغبت کرد.

پيامبر اسلام (ص) عقد آن زن را براى آن مرد بست، سپس هر دو به منزل آمدند، دزد در کمال نشاط و شادى داستان خود را براى آن زن تعريف کرد و به او گفت: اگر شب گذشته ثروتت را مى‏بردم و دامن عفتت را آلوده مى‏کردم، علاوه بر اين که يک شب بيشتر در کنار تو نبودم، آتش غضب هميشگى حق را، براى خود برمى‏افروختم، ولى در عاقبت کار فکر کردم و بر هجوم هواى نفس صبر و استقامت ورزيدم و در نتيجه براى هميشه به ثروت حلال و زوجه صالحه و عاقبت خوش و سعادت ابد رسيدم!


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 17:17  توسط ب-ح  | 

تربیت اولیه آن حضرت

و قد علمتم موضعى من رسول الله (ص) بالقرابة القريبة و المنزلة الخصيصة،و ضعنى فى حجره و انا وليد،يضمنى الى صدره و يكنفنى فى فراشه...

(نهج البلاغهـخطبه قاصعه)

ابوطالب پدر على عليه السلام در ميان قريش بسيار بزرگ و محترم بود،او در تربيت فرزندان خود دقت وافى نموده و آنها را با تقوى و با فضيلت بار ميآورد و از كودكى فنون سوارى و كشتى و تير اندازى را برسم عرب بآنها تعليم ميداد.

چون پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در كودكى از داشتن پدر محروم شده بود لذا آنجناب تحت كفالت جد خود عبدالمطلب قرار گرفته بود و پس از فوت عبدالمطلب فرزندش ابوطالب برادر زاده خود را در دامن پر عطوفت خود بزرگ نمود.

فاطمه بنت اسد مادر على عليه السلام و زوجه ابوطالب نيز براى نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مانند مادرى مهربان دلسوزى كامل داشت بطوريكه در هنگام فوت فاطمه رسول اكرم صلى الله عليه و آله نيز مانند على عليه السلام بسيار متأثر و متألم بود و شخصا بر جنازه او نماز گزارد و پيراهن خود را بر وى پوشانيد.

چون نبى گرامى در خانه عموى خود ابوطالب بزرگ شد بپاس احترام و بمنظور تشكر و قدردانى از فداكاريهاى عموى خود در صدد بود كه بنحوى ازانحاء و بنا بوظيفه حقشناسى كمك و مساعدتى بعموى مهربان خود نموده باشد.

اتفاقا در آنموقع كه على عليه السلام وارد ششمين سال زندگانى خود شده بود قحطى عظيمى در مكه پديدار شد و چون ابوطالب مرد عيالمند بوده و اداره هزينه يك خانواده پر جمعيت در سال قحطى خالى از اشكال نبود لذا پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم على عليه السلام را كه دوران رضاع و كودكى را گذرانيده و در سن شش سالگى بود جهت تكفل معاش از پدرش ابوطالب گرفته و بدين بهانه او را تحت تربيت و قيمومت خود قرار داد و بهمان ترتيب كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم در پناه عم خود ابوطالب و زوجه وى فاطمه زندگى ميكرد پيغمبر و زوجه‏اش خديجه نيز براى على عليه السلام بمنزله پدر و مادر مهربانى بودند.

ابن صباغ در فصول المهمه و مرحوم مجلسى در بحار الانوار مى‏نويسند كه سالى در مكه قحطى شد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بعم خود عباس بن عبد المطلب كه توانگر و مالدار بود فرمود كه برادرت ابوطالب عيالمند است و پريشانحال و قوم و خويش براى كمك و مساعدت از همه سزاوارتر است بيا بنزد او برويم و بارى از دوش او برداريم و هر يك از ما يكى از پسران او را براى تأمين معاشش بخانه خود ببريم و امور زندگى را بر ابوطالب سهل و آسان گردانيم،عباس گفت بلى بخدا اين فضل كريم وصله رحم است پس ابوطالب را ملاقات كردند و او را از تصميم خود آگاه ساختند ابوطالب گفت طالب و عقيل را (در روايت ديگر گفت عقيل را) براى من بگذاريد و هر چه ميخواهيد بكنيد،عباس جعفر را برد و حمزه طالب را و نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز على عليه السلام را بهمراه خود برد. (1)

نكته‏اى كه تذكر آن در اينجا لازم است اينست كه على عليه السلام در ميان اولاد ابوطالب با سايرين قابل قياس نبوده است هنگاميكه پيغمبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را از نزد پدرش بخانه خود برد علاوه بر عنوان قرابت و موضوع‏تكفل،يك جاذبه قوى و شديدى بين آندو برقرار بود كه گوئى ذره‏اى بود بخورشيد پيوست و يا قطره‏اى بود كه در دريا محو گرديد و باين حسن انتخابى كه رسول گرامى بعمل آورده بود ميل وافر و كمال اشتياق را داشت زيرا.

على را قدر پيغمبر شناسد 
بلى قدر گهر زرگر شناسد

البته مربى و معلمى مانند پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم كه آيه علمه شديد القوى (2) در شأن او نازل شده و خود در مكتب ربوبى (چنانكه فرمايد ادبنى ربى فاحسن تأديبى) تأديب و تربيت شده است شاگرد و متعلمى هم چون على لازم دارد.

على عليه السلام از كودكى سر گرم عواطف محمدى بوده و يك الفت و علاقه بى نظيرى به پيغمبر داشت كه رشته محكم آن بهيچوجه قابل گسيختن نبود.

على عليه السلام سايه صفت دنبال پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم ميرفت و تحت تربيت و تأديب مستقيم آنحضرت قرار ميگرفت و در تمام شئون پيرو عقايد و عادات او بود بطوريكه در اندك مدتى تمام حركات و سكنات و اخلاق و عادات او را فرا گرفت.

دوره زندگانى آدمى بچند مرحله تقسيم ميشود و انسان در هر مرحله باقتضاى سن خود اعمالى را انجام ميدهد،دوران طفوليت با اشتغال باعمال و حركات خاصى ملازمه دارد ولى على عليه السلام بر خلاف عموم اطفال هرگز دنبال بازيهاى كودكانه نرفته و از چنين اعمالى احتراز ميجست بلكه از همان كودكى در فكر عظمت بود و رفتار و كردارش از ابتداى طفوليت نمايشگر يك تكامل معنوى و نمونه يك عظمت خدائى بود.

على عليه السلام تا سن هشت سالگى تحت كفالت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و آنگاه به منزل پدرش مراجعت نمود ولى اين بازگشت او را از مصاحبت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مانع نشده و بلكه يك صورت تشريفاتى ظاهرى داشت و اكثر اوقات على عليه السلام در خدمت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم‏سپرى ميشد آنحضرت نيز مهربانيها و محبت‏هاى ابوطالب را كه در زواياى قلبش انباشته بود در دل على منعكس ميساخت و فضائل اخلاقى و ملكات نفسانى خود را سرمشق تربيت او قرار ميداد و بدين ترتيب دوران كودكى و ايام طفوليت على عليه السلام تا سن ده سالگى (بعثت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم) در پناه و حمايت آنحضرت برگزار گرديد و همين تعليم و تربيت مقدماتى موجب شد كه على عليه السلام پيش از همه دعوت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم را پذيرفت و تا پايان عمر آماده جانبازى و فداكارى در راه حق و حقيقت گرديد.

پى‏نوشتها:

(1) فصول المهمه ص 15ـبحار الانوار جلد 35 ص .118

(2) سوره نجم آيه .5

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 20:26  توسط ب-ح  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

ملاقات امام زمان (علیه السلام)

فاضل معاصر تنکابنى‏ مى‏گوید که آخوند ملا زین العابدین سلماسى‏ که از تلامذه بحرالعلوم و در نهایت زهد و صلاح و ساکن نجف اشرف بوده سالیکه این حقیر مشرف به کربلا شدم از کربلا تا سامراء با او همسفر بودم و در روز ورود هم با او در یکجا منزل نمودم و آن مرحوم در سن پیرى بوده و از وقایع بحرالعلوم نقل مى‏نمود و مى‏فرمود که در خدمت آنجناب تلمذ مى‏نمودم و در حضر و سفر ملازم او بودم وقتى در خدمت او بسامره آمدیم و چندى توقف کردیم اتفاقاً میرزاى قمى صاحب کتاب قوانین هم بسامره آمد و به دیدن آنجناب آمد و میرزا سنش از او بیشتر بود پس از بحرالعلوم خواست که مجلس خلوت باشد لهذا اهل مجلس برخاستند.

چون من هم اراده برخاستن نمودم سید فرمود که این از اصحاب سر من است و به اشاره او برنخاستم پس میرزا از اسرار سید چیزى خواست و سید پس از اصرار بعض اسرار اظهار فرمود.

از جمله فرمود شبى در مسجد سهله در عبادت بودم ناگاه آواز دعا و مناجاتى دلربا شنیدم و در اثر آن رفتم شخصى را دیدم که در مقام مهدى (علیه السلام) نشسته که نور جمال او مسجد را روشن کرده نزدیک رفته سلام کردم جواب داد و فرمود: سید مهدى بنشین و نشستم پس سید دست به گردن میرزا در آورد و فرمود که اگر من بگویم که امام قائم (علیه السلام) را دیده‏ام مرا تکذیب کن زیرا که تکلیف تو همین است.

و نیز ملا زین العابدین سلماسى فرمود که عادت سید بحرالعلوم چنان بود که هر کس که بر سفره او حاضر بود و غذا تناول نمى‏نمود بر او گران بود شبى آنجناب نماز عشائین را در حرم عسکریین در پشت سر بجماعت اقامه نمود و چون تشهد آخر را خواند والسلام علینا را هم گفت مدتى سکوت نمود پس السلام علیکم فرمود و بعضى را چنان گمان شد که شکى او را طارى شد و مهابت او مانع از استفسار حال بود تا آنکه بمنزل آمده سفره انداخته شروع به تناول غذا نمود من نزدیک نرفتم سبب پرسید.

عرض کردم: تا سبب آن سکوت را نفرمائید نزدیک نیایم فرمود بیا غذا بخور بعد میگویم چون غذا صرف شد فرمود که چون صیغه سلام اول را گفتم حضرت حجت (علیه السلام) به زیارت والدین خود وارد حرم گردید و من از مهابت آن بزرگوار از کار خود باز ماندم تا آنکه آن بزرگوار از زیارت فارغ شده خارج گردید پس بحالت خود برگردیدم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 19:17  توسط ب-ح  | 

بسم الله الرحمن الرحیم 

اگه تمام عالم را جستجو کنی ، دوستی هم چون امام عصر « علیه السلام » نمی یابی که :

هر چند به یادش نباشی ، تو را از یاد نبرد ؛

هرچند او رها کنی ، تو را رها نکند ؛

هر چند به او جفا کنی ، از عطا دریغ نورزد ؛

هر چند در حقش دعا نکنی ، به درگاه خداوند برایت دعا کند ؛

هر چند از او گریزان باشی ، از تو روی بر نگرداند ؛

هر چند موجبات رنجش او را فراهم کنی ، رنجوری تو را بر نتابد ؛

هر چند به او سر بلندی نیفزایی ، او سبب افتخار و بزرگی تو باشد ؛

اگر از حال او بی خبر باشی ، از احوال تو بی خبر نماند ؛

اگر تو حضور او را درک نکنی ، همیشه و هر جا همراه تو باشد ؛

اگر از ارتباط با وی خودداری کنی ، خود به تو پیغام دهد ؛

اگر از او دفاع نکنی ، تو را بی پناه مگذارد ؛

اگر هزاران مرتبه قلبش را شکسته باشی  ، باز عذرت را می پذیرد ؛

اگر بارها زیاد نقض میثاق کرده باشی ، راه بازگشت به سویت نبندد ؛

اگر تو او را دوست نداری ، او تو را دوست دارد ؛

اگر تو امانت دار شایسته ای برایش نباشی ، او امین و راز نگه دار تو باشد ؛

اگر تو او را یاری نرسانی ، او پشتیبان و یاور تو باشد ؛  

اگر کوچکترین خدمتت را به رخش کشی ، بزرگترین لطفش را به رویت نیاورد؛
... و اینها همه در حالی است که هیچ نیازی به تو ندارد ؛ نه عکس تو و نه چیز دیگری ، تو سرا پا نیاز و احتیاج و او برآورنده نیازهایت از خدا ....

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه 

السلام علیک یا فارس الحــــــــجاز 

السلام علیک یا صاحـــب الــــزمان

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 17:45  توسط ب-ح  | 
تاثیرلقمه حرام براخلاق

امام حسین (ع) در روز عاشورا كوشید تا با نصیحت وموعظه، لشكر عبیدالله بن زیاد را از زشتكاری شان آگاه كند واز ادامه ی راهی كه در آن لغزیده اند، باز دارد؛ اما آنان با غوغا و جنجال، مانع رسیدن صدای امام (ع) به گوش خود شدند. امام رو به آنان كرد وفرمود:
«ادعوكم الی سبیل الرشاد فمن اطاعنی كان من المرشدین ومن عصانی كان من المهلكین و
كلكم عاص لامری غیر مستمع قولی فقد ملئت بطونكم من الحرام وطبع علی قلوبكم ویلكم الا تنصتون الا تسمعون؛ (50) شما را به راه رشد فرا می خوانم؛ هر كه اطاعتم كند، رستگار است وهر كه نافرمانی ام كند، در زمره ی هلاك شدگان قرار می گیرد. همه ی شما فرمان مرا سرپیچی می كنید، به سخنم گوش فرا نمی دهید؛ البته (حق دارید، چرا كه) شكم هایتان ازحرام پر شده است، درنتیجه خداوند بردل های شما مهر زده است (و هرگز حقایق رادرك نمی كنید) . شما چرا ساكت نمی شوید، چرا گوش نمی دهید ونمی شنوید؟!»

2. غذای حرام و عدم قبولی عبادات

برای قبولی نماز، شرایط زیادی لازم است، از جمله حضور قلب وپاكی دل؛ اما غذای حرام، پاكی قلب وصفای دل را از انسان می گیرد. درحدیثی از پیامبراكرم (ص) آمده است:
«من اكل لقمه حرام لم تقبل له صلوه اربعین لیله، ولم تستجب له دعوه اربعین صباحاً وكل لحم ینبته الحرام فالنار اولی به و ان اللقمه الواحده تنبت اللحم؛ (51) هر كسی لقمه ای از غذای حرام بخورد، تا چهل شب نماز او قبول نمی شود وتا چهل روز دعای او مستجاب نمی شود وهر گوشتی كه از حرام بروید، آتش دوزخ برای آن سزاوارتر است وحتی یك لقمه نیز باعث روییدن گوشت می شود.»

3. غذای حرام وحضرت موسی(ع)

شاید این سؤال مطرح شود: حال كه لقمه ی حلال وحرام درجسم وروان افراد اثرات مثبت و منفی دارد، پس چگونه بود كه حضرت موسی (ع) درقصر فرعون رشد ونمو نمود واز لقمه ی دستگاه فرعونی تغذیه كرد وبه مقام نبوت هم رسید؟ آیا آن لقمه ها در روح و جانش تأثیری نداشت؟
درپاسخ می گوییم: دراینكه حضرت موسی (ع) درقصر فرعون در چه موقعیتی وبا چه امكاناتی وتحت چه شرایطی رشد كرده بود، چیزی در دسترس نیست. نه از آیات قرآنی می توان چیزی فهمید ونه در روایات چیزی آمده است كه بیان كننده ی این مطلب باشد كه به طور تفصیل ومشخص ایشان در چه شرایطی بودند. اینكه درمورد تغذیه، ازكجا وبه چه وسیله ای نیاز خود را برطرف می كرد؟ آیا ایشان درخوراك خود از جایی غیر از دستگاه فرعونی تغذیه می كرد؟ این ها به روشنی برای ما نقل نشده است.
از آیات قرآن فهمیده می شود تربیت حضرت موسی(ع) به عهده خداوند بود. خدا كه می خواهد
پیامر اولوالعزمی را - كه دارنده ی مقام های نبوت رسالت وامامت باشد- در آینده مبعوث نماید، و تمام اینها نیازمند به روحی والا ومتعالی است، خود می داند كه چگونه در دربار ودستگاه دشمن خویش او را تربیت كند.
از مطالعه ی آیات قرآن دررابطه ی با داستان حضرت موسی(ع) برمی آید كه حضرت (ع) تحت تربیت مستقیم خدا قرار داشت. در سوره ی قصص وقتی داستان كودكی حضرت موسی (ع) را متذكر می گردد، می فرماید:
(واوحینا الی ام موسی ان ارضعیه...)؛(52)
«وبه مادر موسی وحی كردیم: او را شیر ده و چون براو بیمناك شدی، او را در نیل بینداز ومترس واندوه مدار كه ما او را به تو بازمی گردانیم ودر[زمره ی] پیامبرانش قرار می دهیم».
(وحرمنا علیه المراضع من قبل...)؛(53)
«واز پیش، شیر دایگان را بر او حرام گردانیده بودیم؛ پس [خواهرش آمد و ] گفت: آیا شما را برخانواده ای راهنمایی كنم كه برای شما از وی سرپرستی كنند وخیر خواه او باشند؟* پس او را به مادرش باز گردانیدیم تا چشمش [بدو] روشن شود و غم نخورد وبداند كه وعده ی خدا درست است؛ ولی بیشترشان نمی دانند * وچون به رشد وكمال خویش رسید، به او حكمت ودانش عطا كردیم ونیكوكاران را چنین پاداش می دهیم».
همه ی این آیات، دلیل براین است كه حضرت موسی (ع) ازكودكی تحت تربیت ویژه ومستقیم خدا بود- كه این گونه تربیت، لازمه ی وظیفه ی سنگینی مانند نبوت می باشد- پیامبری كه قرار است وظیفه ی هدایت امت را به عهده بگیرد، باید از ابتدا با غذای حلال تغذیه شود. به همین دلیل، خداوند شیر زنان آل فرعون بلكه شیر تمام زنان دیگر را بر او حرام گردانید تا او از مادری الهی و پاك شیر دریافت كند.
بعد از این هم طبق ظاهرآیات، تحت تربیت آسیه (همسر فرعون) كه زنی مؤمن وپاكدامن بود، قرار گرفت. می توان گفت امر تغذیه هم از مسیری پاك تأمین می شد؛ مانند این كه شاید آسیه اموالی داشت كه نیاز زندگی اش را مرتفع می نمود واز اموال فرعون بی نیاز بود.
اگر هم از دستگاه فرعونی تغذیه می شد، دلیل نداریم كه تمام اموال وی حرام بود؛ چرا كه ممكن است حتی در بین اموال ستمگران، اموالی باشد كه از راه زور وستم اخذ نكرده باشند.
یا شاید حق بنی اسرائیل دراین اموال بود و حضرت موسی (ع) نیز به عنوان فردی كه از بین اسرائیل حق استفاده از آن اموال غصبی را داشت وبرای او حلال وپاكیزه بود
بنابراین لازمه ی زندگی در دستگاه فرعونی، این نبود كه حضرت (ع) از غذای حرام تغذیه می كرد.

4. پرهیز ازغذای حرام واستجابت دعا

در روایات متعددی آمده كه یكی از شرایط استجابت دعا، پرهیز از غذای حرام می باشد. شخصی نزد پیامبر(ع) آمد وعرض كرد: دوست دارم دعای من مستجاب شود.حضرت فرمود:
«طهر ماكلك و لاتدخل بطنك الحرام؛(54) غذای خود را پاك كن واز غذای حرام پرهیز نما».
نیز فرمود:
«من احب ان یستجاب دعاوه فلیطیب مطعمه و مكسبه؛(55) كسی كه دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام وكسب خود را از حرام پاك كند».

5. غذای حرام و روی گردانی از حق

غذای حرام، آدمی را از حق وراه درست جدا می كند ونور درك حقایق را از او می ستاند.
درمورد نقش وتأثیر غذای حرام برجان واخلاق فرد، به داستانی كه در «مروج الذهب» آمده است، توجه نمایید:
فضل بن ربیع نقل میكند كه شریك بن عبدالله روزی وارد بر مهدی (خلیفه عباسی) شد، مهدی به او گفت: باید یكی از سه كار را انجام دهید، شریك سؤال كرد: كدام سه كار؟ گفت: یا قضاوت را از سوی من بپذیر، یا تعلیم فرزندم را بر عهده بگیر و یا غذایی (باما)بخور! شریك فكری كرد وگفت: سومی از همه آسان تر است. مهدی او را نگه داشت وبه آشپز گفت: انواعی از خوراك مغز آمیخته با شكر وعسل برای او فراهم ساز.
هنگامی كه «شریك» از خوردن آن غذای بسیار لذیذ [وحرام] فارغ شد، آشپز رو به خلیفه كرد وگفت: این پیرمرد بعد از خوردن این غذا، هرگز بوی رستگاری را نخواهد دید!
فضل بن ربیع می گوید: مطلب همین گونه شد وشریك بن عبدالله بعد از این ماجرا، هم به تعلیم فرزندان آنها پرداخت وهم منصب قضاوت را از سوی آنها پذیرفت.(56)

6. فلسفه حرمت خوردن خون، شراب و...

امام صادق (ع) در پاسخ به اینكه: چرا خداوند خوردن خون راحرام كرده است، می فرماید:
«واما الدم فانه یورث الكلب وقسوه القلب وقله الراقه والرحمه لایومن ان یقتل ولده و والدیه؛(57) خداوند خوردن خون را حرام كرده، به
خاطر آن كه سبب جنون وسنگدلی وكمبود مهربانی می شود؛ تاآن جا كه ممكن است فرزند ویا پدر ومادرش را به قتل برساند!».
امام صادق(ع) درمورد علت حرمت شراب فرمود:
«ان مدمن الخمر كعابد وثن وتورثه الارتعاش وتهدم مروته وتحمله علی ان یجسر علی المحارم من سفك الدماء وركوب الزناء حتی لا یومن اذا سكر ان یثب علی حرمه وهو لا یعقل ذلك والخمر لا تزید شاربها الاكل شر؛(58) شخص دائم الخمر مانند بت پرست است وبدنش دچار ارتعاش می شود. شراب خواری، نور(معنویت) او را از بین می برد، شخصیت او را ویران می سازد واو را بر محارمش می شوراند تا خون آن ها را بریزد. تا آن جا كه چون مست شود، ایمن نباشد كه بر محرم خود بجهد و زشتی آن را درك نكند. شراب برای نوشنده ی خود جز بدی نیفزاید».
«حرم الله عز وجل الدم كتحریم المیته لما فیه من فساد الابدان ولانه یورث الماء الا صفر و یبخر الفم وینتن الریح و یسیی الخلق ویورث القسوه للقلب وقله الرافه والرحمه حتی لا یومن ان یقتل ولده و والده وصاحبه.(59)
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 16:2  توسط ب-ح  | 

تأثیر لقمه حرام بر فرزند

بی تردیدیکى از عوامل مؤثر در روح و جسم انسان تغذیه است ،تا آنجا که خداوند نیز سفارش به تغزیه حلال کرده است آنجا که می فرماید« فَلْیَنظُرِ الاِْنسَـنُ إِلَى طَعَامِهِ»(عبس/24)یعنى انسان هنگامى که مى خواهد غذایى را بخورد ، ابتدا دقیقاً باید در آن بنگرد که چه چیزى را مى خواهد بخورد ؟ آیا براى روح و جانش مفید است یا مضرّ ؟ حلال است یا حرام .. . و.. . در جاى دیگر نیز مى فرماید : «.. .کُلُوا مِنَ الطَّیِّبَـتِ وَ اعْمَلُوا صَــلِحًا... »(مؤمنون/51) از غذاهاى پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید». برخى از مفسران معتقدند ذکر این دو (خوردن غذاى پاک و انجام عمل صالح ) پشت سر یکدیگر دلیل بر وجود یک نوع ارتباط بین آن دو است و اشاره به این است که غذاهاى مختلف آثار اخلاقى متفاوتى دارد ، غذاى حلال و پاک ، روح را پاک مى کند و سرچشمه عمل صالح مى شود ، و غذاى حرام و ناپاک روح و جان را تیره و زمینه اعمال ناصالح را فراهم مى گرداند ; در مورد آثار وضعى تغذیه (حلال و حرام ) فرقى بین مسلمان و غیر مسلمان نیست .(1) علم و حکمت زاید از لقمه حلال *** عشق و رقت آید از لقمه حلال لقمه تخم است و برش اندیشه ها *** لقمه بحر و گوهرش اندیشه ها نباید از یاد ببریم که تأثیر لقمه حرام پدر و مادر در جسم و جان فرزند نیز بر اساس نظام علت و معلول و سبب و مسببى است،نه کیفر الهى. بنابراین فرزنددر این باره بى تقصیر و خداوند نیز منزه از ظلم است ، علت آن والدین و یا کسانى هستند که باعث آن شده اند ، و این بازتاب و اثر عمل آنان است و باید جوابگو باشند. البته باید توجه داشت که فرزندى تغذیه شده ازلقمه حرام،هرچند زمینه گناه و انحراف در او بیشتر از دیگران و اطاعت و بندگى برایش مشکل تر است ، ولى به هر حال باعث نمى شود تا اراده و اختیار از او گرفته شود ،لذا آن چه در سعادت و شقاوت او مهم و سرنوشت ساز است ، اراده و اختیار خود اوست و خداوند رحمان نیز براى این گونه افراد که به عللى گرفتار یک سرى مشکلات ناخواسته شده اند ، پاداش و عوض خاصى قرار داده است ، که اگر به مقدار توان و اختیارشان وظایف خود را انجام دهند و گناه نکنند ، مشکلات و سختى هاى آنان به بهترین وجه جبران خواهد شد . برخى آثار زیانبار حرام خوارى در روایات: 1 . حرام خوار مورد لعنت فرشتگان زمین و آسمان واقع مى شود . 2 . تا چهل روز نماز و دعاى او پذیرفته نمى شود . 3 . خداوند حج و عمره و صله رحم را از او نمى پذیرد . 4 . برکت از مالش مى رود . 5 . وارد بهشت نمى شود و جسدش بر بهشت حرام مى شود .(2) 6 . قرآن کریم نیز درباره اثر و چهره باطنى خوردن مال یتیم (که نوعى حرام خوارى است ) مى فرماید : «کسانى که اموال یتیمان را به ظلم و ستم مى خورند ، (در حقیقت ) تنها آتش مى خورند ، و بزودى در شعله هاى آتش (دوزخ ) مى سوزند» (نساء/10) 

از یکی از بزرگان شنیدم
لقمه های شبهه ناک مثلا راننده ای که شغلش رانندگیه
نمی دونه اینی که پول بهش می ده از کجا تهیه شده
با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم برطرف می شود

یادی از سیدالشهداء علیه السلام بکنم
وقتی در مقابل سپاه کوفی قرار گرفت (در آن لحظات آخر)
شروع کرد به اتمام حجت کردن
اما نامردان هلهله کردند
وقتی خواهرش زینب سلام الله علیها پرسیدند
برادر جان مگر انذار نکردی
فرمود: چرا خواهرم ولی شکمهایشان از حرام پر شده
واثر پذیری ندارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 20:30  توسط ب-ح  | 
خانه خدا یا بیت الله الحرام كجاست ؟
به کعبه، خانه خدا، بیت الله الحرام، بیت العتیق ، بیت الحرم و مسجدالحرام نیز می‌گویند. دلیل نامگذاری کعبه به بیت الحرام این است که خداوند ورود مشرکان را به این مکان مقدس حرام و ممنوع فرموده است.
بیت الله الحرام در شهر مکه قرار دارد و در تاریخ، مورد احترام همگان بوده است. بنا بر آیاتی از قرآن و روایات معصومان علیهم السلام خانه کعبه نخستین و مقدس‌ترین بنا و اولین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شده است.
در احادیث آمده است که در آغاز آفرینش سراسر زمین را آب فرا گرفته بود و نخستین خشکی که آفریده شد زمین زیر کعبه بود که خشکی‌های دیگر از آن گسترده گشت. بر اساس روایات اسلامی، کعبه را ابتدا حضرت آدم ساخت و سپس حضرت ابراهیم علیه السلام به کمک پسرش اسماعیل علیه السلام تعمیر و بازسازی کرد. کعبه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و قبل از بعثت، به دست قریش و با همکاری رسول خدا، بر اساس بنای اولیه ابراهیم علیه السلام، دوباره بازسازی شد.  
خداوند کعبه و اطراف آن را «حرم» قرار داده است؛ یعنی مقدس شمرده و ارتکاب گناه و قتل و شکار و تجاوز به جان و مال مردم و جنگ و دزدی و راهزنی و ... را در آن جایز ندانسته است. وقتی مجرمی به آنجا پناه ببرد کسی حق مواخذه او را ندارد.
واقعه مهمی که در دوران عبدالمطلب، سرپرست و تولیت کعبه، رخ داد، نجات معجزه آسای آن از ویرانی به دست سپاه ابرهه و اصحاب فیل بود.
دومین حادثه مهم، تولد امیر مؤمنان علی علیه السلام در آن بود. مقارن با ظهور اسلام، صدها بت فلزی و چوبی و سفالی در شکل‌های گوناگون در داخل و بیرون و بر روی دیوارها و سقف کعبه بود، اما در روز فتح مکه که در رمضان سال هشتم هجری رخ داد، رسول خدا وارد کعبه شد و همه بت‌ها را از بین برد.
ساختمان کعبه به شکل مربع مستطیل و دارای چهار ضلع است که هر ضلع آن را رُکن می‌نامند. به مجموع چهار ضلع ارکان کعبه می‌گویند که سه رکن آن چنین نام دارند: رکن یمانی، رکن شامی و رکن عراقی.
ساختمان کعبه 85 / 14 متر ارتفاع دارد، طولش 58 / 11 و عرضش 22 / 10 متر است. بنای کعبه از سنگ‌های سیاه و سختی ساخته شده است که پرده سیاهی بر روی آن قرار دارد.
می گویند نخستین بار حضرت اسماعیل علیه السلام پرده ای بر کعبه کشید و بعدها قریش نیز چنین کردند و پرده‌داری، منصبی ویژه برای آنان محسوب می‌شد. اکنون نیز آن پرده به صورتی خاص بافته و بر روی کعبه نهاده می‌شود.
این بنای شریف بخش‌های دیگری هم دارد؛ همچون حجر الاسود، ملتزم، مستجار، حطیم و حجر اسماعیل. در نزدیکی آن نیز مقام ابراهیم و چاه زمزم واقع است.


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 4:36  توسط ب-ح  | 
قبرستان بقيع كجاست ؟
بقیع نام سرزمینی است در مدینه که به دستور رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به قبرستانی برای مسلمانان تبدیل شد.
اولین کسی که در آنجا به توصیه رسول خدا دفن شد عثمان بن مظعون بود که از دوستان نزدیک پیامبر و امیرالمؤمنین علی علیه السلام به شمار می‌رفت؛ علی علیه السلام در سخنانش او را بسیار یاد می‌کرد و از روی علاقه‌اش به او، نام یکی از فرزندانش را عثمان نهاد.
رسول خدا برخی از شهدای احد و نیز فرزندش، ابراهیم، را در آنجا دفن کرد و به این ترتیب بر شرافت آن افزود. بعدها که عثمان بن عفان در قبرستان یهودی‌های مدینه به اسم حس کوکب دفن شد، معاویه بقیع را به قدری گسترده ساخت که قبر عثمان در بقیع قرار گیرد.  
بقیع هم ‌اینک مزار چهار تن از امامان شیعيان ( امام حسن مجتبی(ع) ، امام سجاد(ع) ، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) ) است. همچنین قبر بیشتر زنان پیامبر(ص) و نیز عباس عموی پیامبر(ص) و فاطمه بنت اسد، مادر امام علی علیه السلام، و برخی دیگر از بزرگان در این قبرستان قرار دارد. بقیع قبرستانی است مورد احترام همه فرقه‌های اسلامی، و اکنون در چند قدمی حرم پیامبر قرار دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 4:32  توسط ب-ح  | 

به نام ایزد منان

سلام

قصدم از ساخت این وب برای شما عزیزان این است تاشما را با اصول دین پایه‌های اعتقادی دین است که نخست باید به آن‌ها ایمان آورد و سپس به فروعی که از آن بر خواسته‌است پای‌بند بود. اصول دین مربوط به اعتقاد است و فروع دین مربوط به عمل.

اصول دین که ۵ رکن می باشد عبارتند از:

  • توحید: به معنای یگانگی خداوند متعال است.
  • نبوت: به معنای پیامبری محمد بن عبدالله و دیگر پیامبران الهی است.
  • معاد: به معنای آن است که روزی همه مکلفان برای بازخواست و حساب در پیشگاه الهی گرد هم می‌آیند و هر کس به پاداش و کیفر خویش می‌رسد.
  • عدل: به معنای آن است که افعال خداوند متعال از سر دادگری و شایستگی است و به هیچ کس ستم نمی‌کند و هر چیزی را در جای خویش نگه می‌دارد و با هر موجودی، چنانکه شایسته‌است رفتار می‌کند.
  • امامت: بدین معنا که پس از پیامبر اسلام دوازده امام معصوم منصب خلافت و امامت را بر عهده دارند و آنان منصوب خداوند متعال‌اند.

 

تاریخ چهارده معصوم

داشتن تاریخ فشرده و مختصر پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین بسیار نافع است و لازم است مومنان به خاطرها سپرده و حفظ نمایند.

 

الله

مقام

نام

لقب

نام پدر

نام مادر

تاریخ ولادت

مدت امامت

مدت عمر

تاریخ شهادت

علت شهادت

محل دفن

خاتم الانبیا

محمد

مصطفی

عبدالله

آمنه

۱۷ ربیع الاول

۲۳ سال

۶۳ سال

۲۸صفر

داروزهرآلود

مدینه طیبه

امام اول

علی

مرتضی

ابوطالب

فاطمه

۱۳ رجب

۳۰ سال

۶۳ سال

۲۱رمضان

تحریکات قطام

نجف اشرف

سیده زنان عالم

فاطمه

زهرا

محمد

خدیجه

۲۰جمادی الثانی

یاورامام معصوم

۱۸سال

۳جمادی الثانی

صدمات وارده

مدینه طیبه

امام دوم

حسن

مجتبی

علی

فاطمه

۱۵  رمضان

۱۰ سال

۴۷ سال

۷یا۲۸صفر

تحریک معاویه و زهر جعده

بقیع

امام سوم

حسین

سید الشهدا

علی

فاطمه

۳ شعبان

۱۱ سال

۵۷ سال

۱۰محرم

عدم بیعت با یزید

کربلا

امام چهارم

علی

زین العابدین

حسین

شهربانو

۵ شعبان

۳۵ سال

۵۷سال

۲۵محرم

زهر ولید

بقیع

امام پنجم

محمد

باقرالعلوم

علی

فاطمه

۳ صفر

۱۹ سال

۵۷سال

۷ذی الحجه

تحریک هشام

بقیع

امام ششم

جعفر

صادق

محمد

ام فزوه

۱۷ ربیع الاول

۳۴ سال

۶۵سال

۲۵ شوال

مسمومیت

بقیع

امام هفتم

موسی

کاظم

جعفر

حمیده

۷ صفر

۳۵ سال

۵۵سال

۲۵رجب

خرمای زهرآلود

کاظمین

امام هشتم

علی

رضا

موسی

نجمه

۱۱ ذی القعده

۲۰ سال

۵۵سال

آخرصفر

انگورزهرآلود

خراسان

امام نهم

محمد

جواد تقی

علی

سبیکه

۱۰ رجب

۱۷ سال

۲۵سال

آخر ذی القعده

مسمومیت توسط دختر مامون

کاظمین

امام دهم

علی

هادی النقی

محمد

سمانه

۱۵ ذی  الحجه

۳۳ سال

۴۲سال

۳رجب

طعام زهرآلود

سامرا

امام یازدهم

حسن

زکی عسگری

علی

حدیث

۸ ربیع الثانی

۶ سال

۲۸سال

۸ ربیع الاول

شربت زهرآلود

سامرا

امام دوازدهم

محمد

مهدی

حسن

نرجس

۱۵ شعبان

بسیار طولانی

زنده و ازنظرها پنهان میباشد

زنده و ازنظرها پنهان میباشد

زنده و ازنظرها پنهان میباشد

زنده و ازنظرها پنهان میباشد

 

 الله  

حضرت محمد مصطفی (ص)

معصوم اول پیامبر اکرم (ص)

نام و لقب : حضرت محمد - خاتم الانبیا - مصطفی

نام پدرومادر:حضرت عبدالله و آمنه

وقت و محل تولد : طلوع فجرروزجمعه ۱۷ ربیع الاول سال عام الفیل

دوران نبوت : ازسن ۴۰ سالگی در۲۷ رجب (روز مبعث) و مدت آن ۲۳ سال بود که ۱۳ سال درمکه و ۱۰ سال بعدازهجرت درمدینه

وقت ومحل رحلت : روز دوشنبه ۲۸ماه صفر سال ۱۱ هجری درسن ۶۳سالگی درمدینه - مرقد شریفش در روزه مطهره واقع درمسجد النبی است

دوران زندگی آن حضرت بعد از بعثت شامل دوران مبارزه با بت پرستی درمکه بود و ۱۰ سال درمدینه و تشریع احکام و اجرای آن اهتمام تام داشت و قرآن کتاب وحی ندای نجات بخش و وحدت جهانیان و معجزه خالده و جاویدان آن حضرت  است .

درتوصیف آن حضرت خداوند می فرماید : برای شما دروجود پیامبر خدا رفتار و اخلاق او سرمشقی نیکوست و حضرت صادق می فرماید : رسول خدا (ص) بیشتر اوقات رو به طرف قبله می نشست و حضرت علی می فرماید : رسول خدا همواره خوش رو  و خوش خوش و نرم بود و درشت خوی نبود.

بشارت حضرت محمد (ص) درکتاب انجیل : درفصل شانزدهم انجیل یوحنا آمده است:بعد از من کسی می آید که فارقلیط (حضرت محمد ص) نام دارد و رفتن من و آمدن او برایتان مفید است اکنون بسی چیزها دارم که به شما بگویم . لیکن طاقت تحمل ندارید اما چون آن خلاصه حقیقت بیابد. او شما را به هر حقیقتی هدایت خواهد نمود . زیرا او از پیش خود تکلم نمی کند آنچه می شنوید خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد.

بشارت حضرت محمد (ص) درکتاب تورات : درسفر تکوین هنگامی که حضرت ابراهیم (ع) ازخدا میخواهد فرزندش اسماعیل را درنزد خود نگه دارد خدا به او می گوید:اما درخصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور و بزرگ گردانیده به وجود آورم .زبان شناسان ابری و سریانی معتقد هستند  (مادماد) درزبان عبری و (طاب طاب) درزبان سریانی به معنای همان محمد (ص) است و ۱۲ رئیس هم به امامان ۱۲ گانه معصوم و جانشینان آن حضرت اشاره دارد که پس از آن حضرت رهبری مردم را برعهده دارند .                                   

                                 حضرت امام علی ابن ابیطالب(ع)

معصوم دوم امام اول

نام ولقب:حضرت علي ـاميرالمومنين،حيدر،اسدالله

نام پدر:حضرت ابو طالب ونام مادر:فاطمه بنت اسد

وقت ومحل تولد:سيزدهم رجب ده سال قبل از بعثت وزايشگاه آن حضرت كعبه معظمه است.

دوران امامت:۳۰سال كه چهارسال ونه ماه حكومت مسلمين را برعهده داشتند،خلفاءغاصب دوران آن حضرت(به حكم حديث الغدير)ابوبكر،عمربن خطاب،عثمان بن عفان ومعاويه.

وقت ومحل شهادت:صبح ۱۹رمضان سال۴۰هجري باضربه شمشيرسقي ترين مردم ازمنافقين وخوارج ابن ملجم مرادي باتحريك قطام وزمان شهادت صبح۲۱رمضان درسن۶۳سالگي دركوفه ومزارآن حضرت درنجف اشرف ميباشد.

دوران زندگي آن حضرت:ابتدا رشد وهدايت دردامان پيامبروهمراهي باحضزتش درغارحراودرعبادتهاوخلوتهااست و او اولين مرد ايمان آورنده به حضرت پيامبر و يار و ملتزم ركاب حضرت بودودرتمام حوادث وصحنه هاي دفاع ازاسلام حضورفعال وانحصاري داشته است.

قسمت دوم دوران آن حضرت غصب خلافتش درطول۲۵سال وخانه نشيني واستفاده از حضرتش درمشاوره وايراد خطبه هاي بليغ وترويج اسلام وماُمن مومنان ومرجع شيعيان درمعضلات ومتشابهات احكام وترويج ايمان است.

سومين قسمت دوران زندگي آن حضرت خلاقت ظاهري آن حضرت است كه چهارسال ونه ماه است وحضرتش رهبري بودكه مبناي حكومتش عدالت ودوري ازمصلحت واجراي قسط بود و از سخنان آن حضرت كتاب نهج البلاغه است كه شامل سخنان مختلف از جمله حكم خطابات وكلمات قصارآن حضرت ميباشدوبعدازقرآن كتاب الهي وخالص است ودستور ما و قانون اساسي است.

پيامبراكرم(ص)درتوصيف آن حضرت مي فرمايند:ياعلي خداي متعال توراچنين قرارداده كه مستمندان را دوست ميداري،وآنان رابه عنوان پيروان خويش بپسندي وآنان هم تورابه پيشوايي وامامت بپسندند وامام صادق(ع)فرمود:هرگاه حضرت امير از موضوعي نگران وهراسناك ميشدبه نمازپناه ميبرد و نيزحضرت فاطمه(ع)ميفرمايندكه پيامبراكرم(ص)فرمودند:هركس كه من ولي اوهستم علي نيز ولي اوست وهركس كه من پيشواي اوهستم علي نيزپيشواي اوست.           

پيامبرخدا(ص)فرمودند:

 اگرمردمان ميدانستندكه درچه هنگام(پسرعمويم)علي بن ابيطالب(ع)اميرالمومنين ناميده شد،هيچ گاه منكرفضل اونمي شدند.اواميرالمومنين ناميده شددرحالي كه آفرينش حضرت آدم(ع)در(مرحله)آب وگل بود.

آدم نه به گندم جنان راغب بود

                                         شوق دگرش بردل وجان قالب بود

مي خواست كه از بهشت آيدبه نجف

                                                  مقصودعلي ابن ابيطالب(ع)بود

 

حضرت ام الائمه فاطمه الزهرا(س)

معصوم سوم

نام ولقب: حضرت فاطمه زهرا و صدیقه - طاهره- ام الائمه و ...

نام پدر: حضرت محمد(ص) و نام مادر حضرت خدیجه

وقت و محل تولد: درآستانه طلوع فجر روز جمعه ۲۰ جمادی الثانی سال ۵بعثت درمکه و درسال دوم هجرت با علی (ع) ازدواج کردند

وقت و محل شهادت: بین نماز مغرب و اعشا در۱۳ جمادی الاول یا ۳ جمادی الثانی سال ۱۱ هجری درسن ۱۸ سالگی درمدینه - مرقد شریفش یا درکنار قبر پدر یا درقبرستان بقیع یا دربین محراب و منبر طاقبر درمسجد نبی (ع

دوران زندگی آن حضرت شامل دوبخش زمان حیات پدر و مابعد آن می باشد که تاثیر مهمی دراعتلای اسلام داشت و حضرتش تمیز و حق و باطل و مرز روشن - ایمان از نفاق و کفر و رسوایی دنیا پرستان است و علت شهادت آن حضرت ضربه در توسط عمربن خطا و آتش زدن آن بوسیله گروه کفار و نفاق بوده است. آغاز زندگی حضرت فاطمه قبل از هجرت درمکه با محاصره در شعب ابی طالب و پایان آن با وفات مادر همراه بود و آن بانوی نمونه اسلام و محدثه طاهر رکن اصلی ایمان برپایه استوار امامت است و بانویی است که جبرئیل بعد از وفات پیامبر بر ایشان نازل می شد و با او گفتگو می نمود. صحیفه فاطمه که نزد پرده داران عصمت بوده و اکنون نزد حضرت صاحب الزمان (عج) است با تقریر حضرتش و با املا علی (ع) است و حوادث جهان را تا پایان درآن مکتوب نموده است .

پیامبر اکرم درتوصیف حضرت فاطمه می فرمایند: نوردخترم فاطمه از نور خداست و دخترم فاطمه برتر از زمین و آسمان هاست و امام زمان می فرمایند : دخترپیامبر خدا (ص) برای من الگوی نمونه است.

حضرت امام حسن مجتبی (ع)

معصوم چهارم امام دوم  

نام ولقب: امام حسن - مجتبی  و سبط اکبر و سید و کنیه او ابومحمد است

نام پدر و مادر :  حضرت علی و حضرت فاطمه (ع)

 وقت و محل تولد : در شب سه شنبه نیمه رمضان سال ۳ هجری درمدینه منوره

دوران امامت :  ۱۰ سال از سال ۴۰تا ۵۰ هجری قمری

زمان شهادت و محل :  ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری یا ۷ صفر درسن ۴۷ سالگی و مدینه منوره

قاتل حضرت:  معاویه با زهری که به جعده داده بود که حضرت را مسموم کند

مرقد شریفش: مدینه منوره و درقبرستان بقیع است و درزمان تشییع جنازه حضرتش به دستور عایشه بنت ابوبکر بر او ۷۰ چوبه تیر زدند و بدن مسموم و ضعیفش را مجروح کردند.

دوران زندگی حضرتش ۸ سال با پیامبر و ۲۹ سال زندگی با پدرومادر و مدت ۱۰ سال امامت بود .حضرت مردی کریم و سخی و شبیه به پیامبر از نظر خلق بودو از حضرت علی (ع) روایت است که امام حسن از سر تا به سینه به حضرت رسالت شبیه تر بود از سایر مردم و جناب امام حسین درسایر بدن به آن حضرت شبیه تر بود و چون روز هفتم آن حضرت بود جبرئیل از جانب پروردگار آمد و امر کرد که او را نام حسن و کنیه اش را ابومحمد گذارد و سرش را بتراشد و عقیقه برای او بکشد و گوشش را سوراخ کند.

درتوصیف آن حضرت امام صادق (ع) می فرماید: امام حسن (ع) تمام اموالش را حتی کفش و لباس و پولهایش را سه بار با خدا تقسیم کرد و امام باقر می فرمودند : امام حسن (ع) در عبادت و صدقه دادن سخت کوش بود .  

حضرت امام حسین سید الشهدا (ع)

معصوم پنجم امام سوم 

نام ولقب: امام حسین-  سید الشهدا  - ابو عبدالله

 نام پدر ومادر : امام علی و حضرت فاطمه (ع)

وقت و محل تولد : در روز پنجشنبه سوم شعبان سال ۴ هجری درمدینه و فاصله آن حضرت با امام حسن به مدت حمل شش ماه است .

دوران امامت: ۱۱ سال از سال ۵۰ تا ۶۱ هجری

خلفای غاصب : معاویه و یزید لعنت الله علیه

وقت و محل شهادت : روز عاشورای سال ۶۱  هجری درکربلا درسن ۵۷ سالگی و مرقد شریفش شهر کربلا در عراق است.

درزمان تولدحضرت امام حسین (ع) مادر گرامی اش حضرت فاطمه بیمار شد پیامبر (ص) درمدت ۴۰ شبانه روز انگشت مبارک یا زبان مبارک را داخل دهان امام حسین می کرد و حضرت می مکید تا روئید گوشت امام حسین از گوشت پیامبر و شیر نیاشامید از حضرت فاطمه و غیر از آن حضرت . پس پیامبر مرضعه حسین شد تا خون و گوشت او خون و گوشت پیامبر شد .

دوران امامت :ملازمت با پیامبر حدود ۷ سال - ملازمت با پدر و امام حسن حدود ۴۰ سال و مدت امامت حضرت ۱۱ سال است که درآن دوران پایه ریزی قیام علیه کفر و نفاق و طاغوت اموی را برعهده داشتند و با دشمنان دین خدا درجنگ شدند و حادثه پیروز نهضت عاشورا را رهبری کردند از حضرتش کلمات موسوعه یا فرهنگ سخنان حضرت مکتوب شده است و دعای عرفه از منشات بسیار ارزشمند است که لازم است شیعیان همیشه آن را خوانده و به برکات و درجات مومنان و انسان های کامل نائل شوند .

از سخنان گوهربار آن حضرت است که :اگر شما را دین نیست و از روز معاد هم ترسی ندارید پس درزندگی و دنیا آزاده مرد باشید و نیز می فرمودند من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به سیره و روش جدم رسول خدا و پدرم علی بن ابی طالب عمل کنم ودرشانش این سخن پیامبر کافی است که فرمودند : درشب معراج بر سرادقات عرش و جنت نوشته شده بود : ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه- به درستی که حسین چراغ روشن گر هدایت و کشتی نجات است و فرمودند به راستی حسین دری از درهای بهشت است. 

از امام زین العابدین روایت است که فرمودند هرگاه کسی از روی معرفت درسحرگاهان قبر پدرم را زیارت کند از قبر او بوی سیب استشمام می کند.

اصحاب و شهدای همراه حضرتش ۷۲ نفر بودند که پیرمرد آنها حبیب بن مظاهراسدی  و خردسال ترین آنها علی اصغر فرزند کوچک حضرت بود و درزیارت اربعین است که خون خودش را در راه تو ریخت تا بندگانت را نجات دهد از جهل و نادانی و حسرت و گمراهی .

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 19:2  توسط ب-ح  |